آخرای ساعت کاری دوستمه و منم توی آزمایشگاه منتظرش نشستم تا بعد کارش با هم بریم بیرون همون لحظه یه آقای تقریبا جا افتاده با لبخندی به پهنای صورتش در حالی که دست دختر بچه ی 6 الی 7ساله تپلی رو که نگرانی و اضطراب تو کل صورتش موج میزنه تو دستشه وارد آزمایشگاه میشه و بعد تحویل دفترچه روی صندلی روبرو من مینشینند و تا پذیرششون گرم یک مکالمه کاملاٌ اموزنده از نظر تربیت و صحبت با کودکان میشوند.
دختر(در حالی که نمناکی اشک رو تو چشماش میشه دید): بابا جون چرا باید خون بدم؟
بابا(در حالی که از قیافه دختر غش کرده از خنده):برا این که ببینن خونت چه رنگیه؟ آبی؟ قرمز؟ زرده؟
دختر: خوب معلومه دیگه قرمزه پس آزمایش چرتیه بیا بریم خونه!!
بابا: خوب خواستم باهات شوخی کنم، در واقع آزمایش می گیرن ببینن تو دختر منی یا دختر مامانت!!
دختر: خوب من دیگه مطمئن شدم که ازمایش چرتیه بریم خونه. آخه من معلومه که بچه جفتتون هستم دیگه نمیشه که بچه یکیتون باشم که.
بابا: نه می خوان ببینن خونت شبیه منه یا مامانت برا من دایره است برا مامانت لوزی میخوان ببینن برا تو چه شکلیه؟
دختر : آها خوب حالا چه جوری ازم خون میگیرن؟
بابا(برق انتقام رو تو چشاش میدیدی که الان وقته تلافی سوال جواباس): هیچی یه دستت رو میبرن میزارن کنار یه عالمه خون میریزه بعد یه ذره از خونارو جمع میکنن آزمایش میگیرن.
دختر(با وحشت):الکیییییییییی نگوووووووو داری دروغ میگی
بابا(با خنده): خوب راستش رو بخوای اره اما پات رو قطع می کنن
دختر: در حال گریه نه نه الکی نگو پاشو بریم خونه
بابا : خوب باش حالا اگه دختر خوبی باشی میگم این کارارو نکن و فقط گوشت و ببرن که کوچولو از اون خون بگیرن
وصدای گریه دختر و جیغش که من ازمایش نمیدم و حتی موقع آزمایش که تا لحظه اخر میگفت شما میخواین من رو بیهوش کنید بعد دست یا پام و قطع کنید و خنده یواشکی پدرو به نگاه های چپ چپ همه ما .
خوب من الان ناله کنم خوبه؟ نفرین کنم خوبه ؟ اخه این چه وضعیه برا من درست کردین؟ قیمت همه چی و بالا بردین هیچی نگفتم. مانتو و شلوار گرون شد .گفتم به جهنم خوب نمی خرم یا مگه کلن سالی چند تا می خوام بخرم ؟ گوشیم ترکید همزمان با اون گوشی گرون شد گفتم به جهنم من یه دونه از این یازده دو صفر ها که باهاش میشه فوتبال بازی کنی کارم و راه میندازه میگیرم. تصمیم گرفتم یه هارد اکسترنال بگیرم که یه مقدار فیلم ها و سریال هامو سرو سامون بدم همچین گرونش کردین که با پولی که میشد یه ترا بگیری من 500 گرفتم تازه اونم دلم نیومد بگیرم که خودم جای عیدی و کادو تولد انداختم گردن آبجی !! عطر رو بگو دم عید اخه باید عطر آدم تمام شه ؟ بعد بگی خوب عیب نداره میرم میگیرم انقده دیگه؟ پولشو می زارم کنار ،بعد که می ری بگیری میبینی اوه 60 هزار تومن گرون تر شده . خوب میگی عطرم نمیزنم بعد میبینی نمیشه اونم برا کادو تولد میندازی گردن یکی دیگه. خوب همه اینارو تحمل کردم به سختی از پسش بر اومدم!! اما این یکی و دیگه نمیتونم تحمل کنم دیگه اعصابش رو ندارم اخه فقط یه ماه از ساله چرا آخه چرا؟ بخاطرش میخوام اصن پیاده روی سکوت کنم . عکسش رو با قیمت پارسال و امسال بزنم رو یه پلاکارد و راه برم بعد هواداراشو جمع کنم یا هم راه پیمایی سکوت کنیم بعدشم برم این مغازه های که اونو انقدر گرون میدن آتیش بزنم!! خوبه؟ آخه همه چیو گرون کردین دیگه با گوجه سبز دوست داشتنی من چکار دارین آخه؟ من که اصن میوه نمیخورم کل سال منتظرشم بعد آخه کیلویی 8000 تومن من چندبار برم بخرم بیارم تو یخچال محل کارم بزارم که بتونم بخورم ها؟ من که میدونم میخواید این کارم با آلبالوی دوست داشتنی من بکنید ؟ من که میدونم موقع ای که آلبالو بیاد کل سهم من میشه آلبالو دزدی از مامان موقعی که داره هسته هاش رو در میاره برا مربا!! دیگه از آلبالو فیریز کردن برا چند ماه خبری نیست من که میدونم . اما نکنید این کارو من دیگه طاقت این یکی و ندارم .کل سال و به همین دوتا دلخوشم اخه چرا با من جوون این کارارو میکنید هاااااااااااااااااااااااااااا؟بعد میخواید من هیچی نگم پیاده روی سکوت هم نکنم؟ خوب لااقل دوتا فحش که میتونم بدم؟ البت اونم به این مغازه دار های گرون فروش ها چون شما همه چیو کنترل دارید و تقصیر این فرصت طلب هاست که گوجه سبز و آلبالو رو با دلار 1900 خریدن من که میدونم!!
پ.ن 1: لازم نیست که بگم اعصاب ندارم ها!!
پ.ن2: برداشت غیر اجتماعی هم ممنوع!!
ساعت 8 شب دختر همسایه در خونه ما:
سلام خوبی کی میری پیاده روی ؟
من :یه نیم ساعت دیگه با مامان میرم تو هم میخوای بیای؟
نه پس بیا این پول و بگیر به مامانت بگو از داروخونه برام قرص جلوگیری بگیره؟
من: خوب چرا خودت نمیگیری؟
آخه نیست ابروهامو برداشتم حلقه هم خو تو دستمه یه جوری زشته خوب ممکنه داروخونه چی بخواد یه فکری کنه بگه حتما واسه اون کار میخواد به مامانمم خو نیمتونم بگم
من: واسه چی به مامانت نمیتونی بگی؟
اخه نیست که عباس 10 روز دیگه میاد مامانم فکر میکنه من حتما واسه اون کار می خوام.
من:خوب پس واسه چکار میخوای؟
وووووی چقدر سوال می پرسی مگه نمیبینی آرایشگر زده تاج ابرومو خراب کرده می خوام تا عباس میاد هرشب یه قرص جلوگیری تو یکم آب با روغن رزماری قاطی کنم بزنم به ابروم تا در بیاد بعد برم یه مدل قشنگ بردارم
من: مبهوت مانده در خواص این قرص جلوگیری.
یعنی خدایی موندم در این همه استعداد برای کشفیات . یعنی فکر کن عجب چیزیه این قرص جلوگیری و چه کاربردهایی که نمیتونه داشته باشه خلاصه اینکه داروچی های محترم لطفا اگه دختر خانومی که اومد در داروخونه و ابروهاشو برداشته بود اما حلقه دستش نبود و قرص جلوگیری خواست فکر بد نکنید گناهشم نشورید حتما خودش یا یکی از آشنایانش ابروهاش ریخته یا خراب شده اومده قرص بگیره تو اب حل کنه بزنه به ابروهاش تا در بیاد.